تلفن تماس: 204-8541011-0513

موسسه دارویی آستان قدس رضوی

آرشیو کل اخبار
داروهای ممنوعه در دوران حاملگی
داروهاي مصرفي در طي حاملگي مي توانند روي جنين اثر بگذارند .اصطلاح سد جفتي ياد آور ممنوعيت مصرف است زيرا جفت اجازه عبور به بسياري از داروها و موارد موجود در رژيم غذايي را مي دهد .بيماران بايد در مورد ساير روشهاي غير دارويي براي فايق آمدن بر تنش ها ،درد و ناراحتي و و بيماريهاي ويروسي در طي حاملگي آموزش ببينند و از داروها تنها زماني که ضروري باشند ،استفاده کنند .قضاوت در مورد مصرف هر دارو بايد با توجه به نسبت خطر به منفعت صورت گيرد و کمترين دوز موثر دارو مصرف شود .بيماران بايد درباره خطرات مصرف خود سرانه داروها آموزش ببينند .از آنجايي که اثرات دراز مدت داروها در رحم ممکن است تا سالها آشکار نشود ،مصرف هر دارويي در طي حاملگي بايد با احتياط صورت گيرد.
عبور داروها از جفت تحت تاثير عوامل متعددي است .ترکيبات ملول در چربي به سهولت از جفت عبور مي کنند حال آنکه ترکيبات محلول درآب به علت وزن مولکولي سنگين تر به ميزان کمتري از جفت رد مي شوند .درجه اتصال هر دارو به پروتئين هاي پلاسمايي بر مقدار داروي آزاد که مي تواند از جفت عبور کند ،اثر مي گذارد .در واقع تمام داروها به استثناي يونهاي ارگانيک مثل هپارين و انسولين به درجاتي از جفت رد مي شوند .
علت نقايص تکاملي ممکن است عوامل ژنتيک يا محيطي يا هر دو باشد .مصرف داروها تنها 2 تا 3 درصد نقايص بدو تولد را توجيه مي کند .تقريباً25%نقايص ژنتيکي اند اما علت اکثر نقايص ناشناخته است .

بروز مالفورماسيونهاي عمده در جمعيت عمومي حدود 2تا 3%است .مالفورماسيون عمده (major)به مواردي اطلاق مي شود که با بقا ناسازگار باشند مثل آننسفالي يا موردي که براي تصحيح نياز به يک جراحي عمده دارد از جمله اين موارد مي توان شکاف کام يا بيماري هاي مادرزادي قلب را نام برد .اگر تمام مالفورماسيونهاي کوچک (minor)مثل انگشت اضافي ear tagو انگشتان اضافي لحاظ شوند ،درصد فوق به 7%تا 10%خواهد رسيد .خطر بروز مالفورماسيون پس از مصرف يک دارو بايد با ميزان پايه فوق مقايسه شود .
يک خصوصيت قابل توجه وابسته به گونه (منظور گونه جانوري است .م)در تراتوژنيسيته دارويي وجود دارد .مثلاًتاليدوميد هيچ اثر تراتوژني در گونه هاي پست ندارد ولي يک تراتوژن قوي انساني است.در انواع معيني از موش ها ،کورتيکواستروئيدها در درصد بالايي از فرزندان نسل بعد ايجاد شکاف لب مي کنند ،در حالي که هيچ مطالعه اي تراتوژن بودن اين داروها را در انسان نشان نداده است .آزمايش روي پريماتهاي شبيه انسان (Subhuman)مي تواند اطلاعات پيشگويي کننده بيشتري در اختيار بگذارد .
FDA (سازمان غذا و دارو )براي طبقه بندي داروهاي مصرفي در حاملگي ،داروها را در پنج دسته دارويي فهرست کرده است :
دسته A :مطالعات کنترل شده روي زنان در اثبات خطر براي جنين در سه ماهه اول با شکست مواجه شده و احتمال صدمه جنين با مصرف اين داروها بعيد به نظر مي رسد .
دسته B : مطالعه روي حيوانات خطر براي جنين را نشان نداده اند و هيچ مطالعه کنترل شده اي روي انسان يا حيوان وجود ندارد که اثر سوء روي جنين را نشان داده باشد ولي مطالعات کنترل شده در زنان حامله براي اثبات خطر در جنين ناموفق بوده اند .
دسته C:مطالعات ،تراتوژن بودن دارو در حيوانات يا مرگ رويان را نشان داده اند اما مطالعات کنترل شده روي زنان انجام نشده يا هيچ مطالعه اي در حيوانات يا زنان صورت نگرفته است .
دسته D :شواهدي به نفع خطرات جنيني وجود دارد ولي منافع دارو در بعضي شرايط خاص (مثل شرايط تهديد کننده حيات يا بيماريهايي که در آنها داروهاي ايمن کاربردي نداشته يا موثر نيستند )ممکن است استفاده از دارو را عليرغم خطرات آن اجتناب ناپذير سازند .
دسته X: مطالعه روي حيوان و انسان ابنورماليتي هاي جنيني را اثبات کرده اند يا شواهدي به نفع خطرات جنيني بر اساس مشاهدات انساني وجود دارد .در اين موارد ،خطرات بطور واضح از هر گونه نفع احتمالي ،مهم ترند .
دوره کلاسيک تراتوژنيسيته از روز 31پس از آخرين قاعدگي در سيکل هاي 28روزه تا 71روز پس از آخرين قاعدگي است اين دوره دوره بحراني اندام زايي (ارگانوژنز) است و تراتوژنها ممکن است سبب ايجاد مالفورماسيونهايي شوند که معمولاًدر زمان تولد تشخيص داده مي شود .زمان قرار گرفتن در معرض دارو مهم است .مصرف داروها در ابتداي اين دوره بر تکامل ارگانها که در آن زمان رخ مي دهد ،مثلاً روي قلب يا لوله عصبي ،اثر مي کنند .نزديک به اواخر دوره کلاسيک تراتوژنيسيته ،گوش و کام شکل مي گيرند و احتمال دارد از مصرف داروهاي تراتوژن در آن زمان ،متأثر شوند .اگر نياز فوري به درمان دارويي نباشد ،مصرف دارو و بايد بعد از تکميل دوره بحراني تکامل ارگانها به تعويق بيفتد .
قبل از دوره ارگانوژنز ،مصرف يک داروي تراتوژن معمولاًاثر همه يا هيچ (All or None Effect)دارد .اگر مصرف دارو در شروع آبستني باشد ،يا حاملگي ادامه نمي يابد يا بدون وجود آنومالي به سير خود ادامه مي دهد .اگر در اين زمان تعداد کمي از سلولها نتوانند زنده بمانند ،بقيه سلولها نسبت به ارگانوژنز totipotentخواهند بود .
تست هاي حساس سرمي حاملگي مي توانند بارداري را به سرعت و ظرف 1هفته پس از شروع بارداري نشان دهند .چنانچه هر گونه شکي در مورد باردار بودن فرد وجود داشته باشد ،بايد از اين تست ها استفاده شود .
 
در طي سه ماهه دوم و سوم حاملگي تکامل جنين ادامه مي يابد .بعضي آنوماليهاي رحمي که در اثر دي اتيل استيل بسترول در سه ماهه دوم ايجاد مي شوند ،تا پس از بلوغ تشخيص داده نمي شوند .در طي حاملگي و در دوره نوزادي مغز به تکامل خود ادامه مي دهد .سندروم جنين الکلي (FAS)مي تواند در اثر مصرف مزمن الکل در اواخر بارداري رخ دهد .داروها مي توانند جنين را در مراحل انتهايي بارداري تحت تاثير قرار دهند اگر چه اين اثرات شايد تا مراحل ديرتر زندگي تشخيص داده نشوند .
اگثر درمانهاي دارويي دليلي براي توقف شيردهي نيستند زيرا مقدار ترشح شده در شير آنقدر اندک است که اثرات فارماکولوژيک واضحي بر جاي نمي گذارد .
 
داروها در حاملگي 
 مشتقات ويتامين A
 ايزوتره تينوئين 
 ايزوتره تينوئين (آکوتان )يک تراتوژن عمده در انسان است.اين دارو جهت درمان آکنه مصرف شده و نوجوانان 13تا 20ساله که تصميمي براي باردار شدن ندارند ،ناآگاهانه آن را مصرف مي کنند .اين دارو داراي برچسب اخطاري است که نشان مي دهد دارو در پريماتهاي subhumanتراتوژن است و در طي بارداري منع مصرف دارد (دسته FDA-X).در مطالعه 154مورد حاملگي که ايزوترهتينوئين در اوايل دوره بدو تولد ،12مورد سقط خودبه خود ،95
مورد سقط الکتيو و 26مورد تولد نوزاد سالم نشان داده شده است .در بيماراني که بطور گذشته نگر مطالعه شدند خطر واقعي بروز آنومالي حدود 25%تخمين زده شد و حدود 25درصد ديگر نيز بعدها در قالب عقب ماندگي ذهني شناسايي شدند .
نوزادان دچار ناهنجاري الگوي مشخصي از آنوماليهاي کرانيوفاسيال ،قلب ،تيموس و سيستم عصبي مرکزي را داشتند .اين موارد شامل کوچکي گوش (microtia)يا فقدان گوش . کوچکي چانه .شکاف کام. نقايص قلبي. نقايص تيموس ،آنو ماليهاي شبکه يا عصب اپتيک و مالفورماسيونهاي CNSمثل هيدروسفالي است .
بر خلاف ويتامين A،ايزوتره تينوئين در بافت ذخيره نشده و تماس با دارو قبل از حاملگي خطري در برندارد ،زيرا 15 روز پس از مصرف خوراکي ،دارو در سرم قابل شناسايي نيست .تره تينوئين موضعي (Retin-A)هيچ نوع خطر تراتوژنيسيته ندارد .
 اترتينات 
 اترتينات (Tegison) در پسوريازيس مصرف دارد و ممکن است خطر تراتوژني مشابه ايزوتره تينوئين داشته باشد .گزارشهاي موردي از بروز مالفورماسيون ها بخصوص در CNSوجود دارند اما خطر قطعي آن ناشناخته است .نيمه عمر چند ماهه دارو باعث ايجاد سطوح تجمعي مي شود .لذا مصرف دارو بايد با عنايت به اين مطلب صورت گيرد که تا 6ماه پس از مصرف دارو نبايد حاملگي رخ دهد .
 ويتامين A
 هيچ مدرکي وجود ندارد که ويتامين Aبه تنهايي در دوزهاي معمول ،اثرات تراتوژني داشته باشد .به علت اثرات مشابه يا ايزوتره تينوئين و اترتينات ،از مصرف دوزهاي بالاي ويتامين ( 2500IU/dayA <_)در طي بارداري بايد پرهيز شود .بروز 18مورد نقص بدو تولد پس از مصرف 2500IU/dayويتامين Aيا بيشتر در حاملگي ،گزارش شده است .اگر چه يک مطالعه وجود خطر در سطوح مصرفي 10000تا 15000واحد در روز را نشان داده ،ولي اين مطلب هنوز به اثبات نرسيده است .
 
داروهاي ضد سرطان و سرکوب گرهاي ايمني 
 به نظر مي رسد متوترکسات ،به عنوان آنتا گونيست اسيد فوليک ،اثرات تراتوژني در انسان داشته باشد ،اگر چه تجربيات در اين زمينه محدودند .
زناني که در سه ماهه اول حاملگي ،متوترکسات مصرف کرده بودند صاحب نوزادان دچار آنوماليهاي متعدد مثل نقايص کرانيال و ناهنجاري هاي اندامها شدند .7زن که در طي سه ماهه اول حاملگي با متوترکسات و ساير عوامل دارويي درمان شده بودند 8نوزاد طبيعي به دنيا آوردند .
آزاتيوپرين (ايموران )در بيماراني که پيوند کليه شده اند و مبتلايان به SLEمصرف مي شود .هيچ مدرکي دال بر افزايش بروز آنومالي در زنان که در طي سه ماهه اول با اين دارو در مان مي شوند ،وجود ندارد.بعضي نوزادان لکوپني داشته يا براي سن حاملگي کوچک (SGA)بودند .
چهار بيمار که سيکلوسپورين Aبه عنوان سرکوبگر ايمني پس از پيوند کليه در آنها مصرف شده بود ،تحت بررسي قرار گرفتند ،در زمان تولد سطح خوني سيکوسپورين در خون بند ناف نوزادانشان 34%و سطح مادري دارو 57%بود .بعلاوه ،ديده شد که نوزادان متولد کشيده هيچ اثر ناخواسته اي از دارو نشان ندادند 8نوزاد دچارناهنجاري پس از استفاده از سيکلوفسفاميد(Cytoxan)در سه ماهه اول گزارش شده اند ،اما اين نوزادان در معرض ساير داروها يا پرتويابي نيز بوده اند .وزن زمان تولد کم ممکن است با مصرف دارو پس از سه ماهه اول خمراهي کند اما اين موضوع شايد منعکس کننده وضعيت طبي زمينه اي باشد (نه مصرف دارو).
کلروکين در دوزهاي پيشگيرانه براي مالاريا ،ايمن است و هيچ افزايشي در بروز نقايص بدو تولد 169نوزاد که هفته اي يک بار در معرض 300mgکلروکين قرار گرفته بودند ،ديده نشده است .اما پس از فرار گيري در معرض دوزهاي بالاتر با اثر ضد التهابي(mg/day 500-250)نقايص مادرزادي مثل دو مورد پارزي کوکلئو وستيبولار ،گزارش شده است .
 
ضد تشنج ها 
 خطر بروز مالفورماسيون در فرزندان زنان مبتلا به صرع بزرگ که در طي بارداري داروهاي ضد تشنج مصرف مي کنند ،تقريباً 2برابر جمعيت طبيعي است .خطر عمومي بروز 
مالفورماسيون 3-2%و در زنان مصروع تحت درمان با ضد تشنج ها ،خطر بروز مالفورماسيون عمده ،بخصوص شکاف لب يا بدون شکاف کام و بيماري مادرزادي قلب ،حدود 5%است .از آنجايي که مصرف اسيدوالپروييک و کاربامازپين با خطر 1درصد بروز نقايص لوله عصبي و احتمالاً ساير نقايص همراه است غربالگري با سنجش سطوح آلفافيتوپروتئين در اين بيماران مناسب است .بعلاوه فرزندان زنان مبتلا به صرع با خطري در حدود 3-2در صد ،5برابر جمعيت عادي از ريسک ابتلا به صرع برخوردارند .
در مورد هر دارويي که ادعا مي شود تراتوژن است ،مي شود اين مطلب را طرح کرد که آيا خود بيماري که داروي مورد نظر در درمان آن تجويز شده است ،به طريقي مي تواند آن نقص را ايجاد کند يا نه ؟نوزادان زنان مبتلا به اختلالات صرعي ، حتي اگر هيچ داروي ضد تشنج مصرف نکنند ،در معرض افزايش بروز نقايص بدو تولد قرار دارند .
علل احتمالي بروزمالفورماسيون در فرزندان زنان مصروع مصرف کننده داروهاي ضد تشنج شامل موارد زير است :خود بيماري به تنهايي ،وجود يک استعداد ژنتيکي به صرع و مالفورماسيون،تفاوتهاي ژنتيکي در متابوليسم دارو ،اثرات درمانهاي طبي و حالتهاي کمبود مثل کاهش سطح سرمي فولات در اثر مصرف دارو .فني تويين جذب فولات را کم کرده ،سطح سرمي فولات را کاهش مي دهد .اين حالت منجر به نقايص بدو تولد مي شود ،بروز مالفورماسيون را افزايش مي دهد .
تقزيباً 10-5در صد فرزندان اين زنان سندرم هيدانتويين جنيني را نشان مي دهند .اين سندرم شامل ميکروسفالي نقص رشد ،تأخير ،عقب ماندگي و ظاهر بدشکل کرانيوفاسيال است .
وجود استعداد ژنتيکي در جنين در بروز نقايص بدو تولد القا شده در اثر مصرف فني تويين به اثبات رسيده است .بسياري از داروهاي ضد تشنج متابوليت هايي دارند که معمولاً با انزيم اپوکسيدهيدرولاز حذف مي شوند .از 19جنيني که از طريق آمنيوسنتز تحت مطالعه قرار گرفتند ،4مورد فعاليت آنزيمي پايين آمنيوسيتها را نشان دادند که سبب تأثير بر جنين شده بود .15جنيني که در مايع آمنيوتيک سطوح طبيعي اپوکسيد هيدرولاز داشتند ،مشخصات سندرم هيدانتويين جنين را نشان ندادند .
بطور شايع کاربامازپين به عنوان اولين قدم درماني ضد تشنج بکار مي رود .Gonesو همکاران يک سندرم جنيني کاربامازپين را مشابه آنچه با مصرف ساير داروهاي ضد تشنج مثل هيدانتويين ديده مي شود .توصيف نمودند .هر دو دارو در مسيرهاي مشابهي متابوليزه مي شوند .اين نکته احتمال اينکه متابوليت واسطه اپوکسيد عامل تراتوژن باشد ،افزايش مي دهد .اگر بيماري با مصرف يکي از داروها به خوبي کنترفل شود ،جنين او از تبديل آن دارو به ضد تشنج ديگر نفعي نمي برد .
در يک مطالعه پيگيرانه در مورد اثرات طولاني مدت قرار گيري در معرض فنوباربيتال و کاربامازپين قبل از دوره نوزادي ،نشان داده شد که آنوماليها با نوع خاصي از درمان مادر مرتبط نبودند .بعلاوه هيچ تفاوت نورولوژيک يا رفتاري بين دو گروه ديده نشد .
بعضي از زنان ممکن است بدون ارزيابي مجدد از نظر نياز به ادامه درمان دارويي ،همچنان مصرف داروهاي ضد تشنج را ادمه دهند .نشان داده شده است که اگر بيمار مبتلا به صرع ايديوپاتيک به مدت 2سال هيچ حمله تشنجي نداشته باشد و الکتروانسفالوگرام (EEG)طبيعي باشد ،قطع دارو قبل از بارداري ايمن است .نوع تشنج ،يافته هاي EEGو سن شروع تشنج احتمال عود را پيش بيني مي کنند .اگر بيمار دارو را به صورت منظم مصرف نکند ،سطوح خوني پايين مؤيد کامپليانس ،پايين بيمار خواهد بود .اگر بيمار هيچ حمله تشنجي ندارد ،شايد نياز به مصرف دارو نيز نداشته باشد .
اطلاعات کافي در مورد مصرف داروهاي ضد تشنج جديد مثل لاموتريجين در طي حاملگي ،وجود ندارد .در 2مورد از47 نوزاد ي که در سه ماهه اول تحت رژيم درماني لاموتريجين بودند ،مالفورماسيون ديده شده است .
اکثر منابع عقيده دارند که منافع درمان ضد تشنج در طي بارداري در بيماري که براي اولين بار در طي حاملگي ويزيت مي شود ،مهمتر از خطرات قطع داروست .سطوح خوني دارو بايد براي حصول اطمينان از وجود سطوح درماني مناسب (با حداقل دوز لازم )،پايش شوند .متخصص نوزادان بايد در جريان مصرف ضد تشنج ها توسط بيمار باشد ،زيرا اين داروها مي توانند روي فاکتورهاي انعقادي وابسته به ويتامين K در نوزاد اثر کنند .بعضي مطالعات مصرف مکمل هاي خوراکي ويتامين Kدر طي ماه آخر بارداري را سودمند مي دانند .
 
داروهاي ضد انعقادي
 مصرف وارفارين (کومادين )ممکن است chondrodysplasiaکه شبيه سندرم ژنتيکي conradi-Huneramanاست ،همراه باشد .اين سندرم مشتمل بر هيپوپلازي بيني و شواهد خوردگي (منقوط شدن )استخوان در فيلمهاي X-rayو احتمالاًابنورماليته هاي سيستم بينايي مثل آترزي دو طرفه عصب اپتيک و عقب ماندگي ذهني است .به جرات مي توان گفت که اين ابنورماليتي ها در اثر ميکروهموراژي هاي حين تکامل رخ مي دهند .حتي با مصرف دارو پس از سه ماه اول نيز ،امکان دارد که ابنورماليتي هاي سيستم بينايي و عقب ماندگي ذهني بروز کنند .هم چنين در زني که وارفارين مصرف مي کند خونريزي جنيني يا مادري گزارش شده است البته با کنترل دقيق زمان پروترومبين مي توان بروز اين مشکل را کاهش داد.
هپارين ،مولکول بزرگي با شارژمنفي است و نمي تواند از جفت عبور کند .از آنجايي که اين دارو حتي اگر در طي حاملگي مصرف شود ،هيچ اثر سويي روي جنين ندارد ،از داروي انتخابي در بيماران نيازمند به درمان ضد انعقادي است .اما بعضي شواهد بر اين مطلب دلالت دارند که درمان با دوز 20000IU/dayبراي مدت طولاني تر از 20هفته همراه دمينراليزاسيون استخواني است ،و داروتنها بايد در مواقع ضروري براي مدت طولاني مصرف شود .
در بيماراني که تنها سابقه اي از بروز ترومبوز داشته اند ،نبايد خطرات مصرف کامل ضد انعقادي را پذيرفت .درمانهاي محافظه کارانه مثل پوشيدن جورابهاي الاستيک و پرهيز از نشستن يا ايستادن طولاني ،توصيه شده است .در بيماراني که پروتز دريچه قلب دارند ،درمان با دوز کامل ضد انعقادي ضروري است ،زيرا در بين 35مادري که با دوز کم هپارين درمان شده اند ،ترومبوز در سه دريچه رخ داده است .وقوع ترومبوز تنها در دو دريچه کشنده است .
هپارين با وزن مولکولي کم احتمالاًسود بيشتري نسبت به هپارين استاندارد قطعه قطعه شده دارد .حتي در اين نوع هپارين ،مولکول دارو هنوز نسبتاً بزرگ است و از جفت عبور نمي کند .نيمه عمر اين ترکيب طولاني تر است و يک بار در طي روز مي توان از آن استفاده کرد .اين نوع هپارين نسبت دوز -پاسخ قابل پيشگويي تري داشته و نياز به پايش را مرتفع مي سازد .خطر وقوع ترومبوسيتوپني القا شده در اثر هپارين و خونريزي باليني در زمان وضع حمل ، با اين نوع هپارين کمتر است اما مطالعات در مورد خطر کمتر وقوع استئوپروز در مراحل مقدماتي اند .البته هزينه درماني اين دارو از هپارين استاندارد بيشتر است .
 
ليتيوم 
 در Interantional Register of Lithium Babiesنوزاد در طي سه ماهه بارداري در معرض دارو قرار کرفته و 25مورد (11/5%(دچار مالفورماسيون شدند .از 18مورد آنومالي قلب عروقي نشان داده شده ،6مورد از نوع آنومالي اپشتاين بود .اما دو گزارش ديگر پيشنهاد مي کنند که احتمال وجود دارد سوگرايي (Bias)در تحقيق فوق وجود دارد و خطر آنومالي بسيار کمتر از انچه قبلاً تصور مي شده است .در يک مطالعه مورد -شاهدي روي 59بيمار مبتلا به آنومالي اپشتاين نشان داده شد که تفاوتي بين ميزان قرار گيري در معرض ليتيوم در طي حاملگي با يک گروه کنترل 168نفري از کودکان واجد نوروبلاستوما ،وجود ندارد .
در يک مطالعه گذشته نگر روي 148زن مصرف کننده ليتيوم در سه ماهه اول ،تفاوتي بين آنوماليهاي عمده در مقايسه با گروه شاهد مشاهده نشد .در ايم مطالعه تنها يک کودک از گروه مصرف کننده ليتيوم دچار آنومالي اپشتاين و يک کودک از گروه شاهد واجد نقص سپتوم بين بطني بود .محققين چنين نتيجه گرفتند که ليتيوم يک تراتوژن جدي در انسان نيست ولي توصيه کردند که در زنان تحت درمان با ليتيوم ،سونوگرافي و اکوکارديوگرافي جنين انجام شود .در 60 کودکي که مشکل نداشتند و تا 5سالگي پيگيري شدند ،هيچ افزايشي در ابنوماليتي يا فيزيکي در مقايسه با خواهر و بردارانشان که در معرض دارو قرار نگرفته بودند ،مشاهده نشد .
به اين دليل که در طي حاملگي ،ليتيوم سريعاً دفع مي شود .سطح سرمي ليتيوم بايد پايش شود .اثرات پري ناتال ليتيوم شامل :هيپوتوني ،خواب آلودگي و تغذيه ضعيف (poor feeding)است .مشکلاتي مشابه آنچه در بالغين مصرف کننده ليتيوم ديده مي شود از جمله گواتر هيپوتيرييديسم در نوزادان نيز اتفاق مي افتد .
دو مورد پلي هيدرآمنيوس در مادران مصرف کننده ليتيوم گزارش شده است .از آنجايي که در بزرگسالان مصرف کننده ليتيوم ،ديابت بيمزه نفروژنيک گزارش شده است ،مکانيسم 
احتمال بروز پلي هيدرآمنيوس نيز مي تواند ديابت بيمزه جنين باشد .پلي هيدر آمنيوس را شايد بتوان يک علامت مسموميت جنين با ليتيوم به حساب آورد .
توصيه مي شود که در زنان باردار ،درمان با ليتيوم با داروي ديگري جايگزين شود تا از قرار گرفتن جنين در معرض دارو اجتناب گردد.اما قطع ليتيوم در طي يک سال بعد با خطر عود مشکل اوليه حدود 70%همراه است ،در حاليکه ميزان عود در کساني که به درمان با ليتيوم ادامه مي دهند 20%است .
 
ضد افسردگي ها 
 ايمن پرامين (Tofranil) ضد افسردگي سه حلقه اي اصلي بود که ادعا مي شد با بروز نقايص قلبي -عروقي همراهي دارد ،اما تعداد بيماران مطالعه شده هنوز اندک است .از 75 نوزاد که در طي سه ماهه اول ،در معرض دارو قرار گرفته بودند ،شش مورد نقص عمده مشاهده شد که سه مورد آن جزء نقايص قلبي عروقي بودند .
آمي تريپتيلين (ELavil) بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است و اکثر شواهد ميتني بر ايمن بودن آن است .در مطالعه اي که درMichigan Medicaid انجام شد ،از 467 نوزادي که در طي سه ماهه اول حاملگي در معرض دارو قرار گرفته بودند هيچ گونه افزايشي در نقايص بدو تولد ديده نشد .
فلوکستين(prozac) طور روز افزون در درمان ضد افسردگي به کار مي رود .هيچ افزايشي در خطر بروز مالفورماسيون يا اختلال تکامل زبان يا رفتار با مصرف فلوکستين گزارش نشده است .

داروهاي تيروئيد و ضد تيروئيدي ها 
 پروپيل تيواوراسيل (PTU) و متي مازول (Tapazole)از جفت رد مي شوند و ممکن است باعث ايجاد گواتر در جنين شوند .اما هورمونهاي T3,وT4به ميزان خيلي کم ازجفت عبور مي کنند و هيپوتيروئيدي جنيني که در اثر مصرف داروهاي ضد تيروئيد ايجاد شده است ،نمي تواند به طور مطلوب با مصرف هورمونهاي تيروئيدي توسط مادر تصحيح شود .هدف درمان ضد تيروئيدي در خلال حاملگي عبارتست از: حفظ مادر در وضعيت هيپرتيروئيد خفيف و به حداقل رساندن ميزان دارويي که به جنين مي رسد.به جهت آنکه متي مازول همراه نقايص جمجمه اي در نوزادان بوده و عوارض جانبي بيشتري دارد ،PTUداروي انتخابي است .
يد راديواکتيو مصرفي براي تخريب تيروئيد يا براي بررسي هاي تشخيصي تا 12هفتگي توسط تيروييد جنين تغليظ نمي شود .لذا مصرف سهوي 131Iيا 132Iدر حوالي زمان عقب افتادن قاعدگي ،هيچ خطر خاصي براي تيروييد جنين ندارد.
نياز به تيروکسين در بسياري از زنان مبتلا به هيپوتيروييدي اوليه در طي حاملگي ،افزايش مي يابد که با افزايش در غلظت تيروتروپين سرم ظاهر مي شود .محتاطانه تر اين است که عملکرد تيروييد در حين بارداري پايش شود و دوزداروي تيروييد براي حفظ سطح طبيعي تيروتروپين ،تنظيم گردد.

آرامبخش ها
 گزارش هاي شاخصي درباره تراتوژنيسيته ي احتمالي آرامبخش هاي مختلف از جمله مپروبامات (Miltown)و کلرديازوپوکسايد(Librium)وجود دارد ،ولي در مطالعات آينده نگر هيچ تراتوژنيسيته اي ثابت نشده است .نوعي سندرم بنزوديازپين جنيني در 7نوزاد از 36 مادري که در طي بارداري مرتباً بنزوديازپين مصرف مي کردند ،گزارش شده است وتأخير رشد ،ديس مورفيسم و ضعف عملکرد CNSدر اين نوزادان وجود داشت .اما اين ناهنجاريها با مصرف الکل و سوءمصرف مواد همراه بودند و شايد ارتباطي به مصرف بنزوديازپين نداشته اند .در بسياري موارد کلينيکي ،با تعيين نسبت سود به زيان نمي توان در مورد مصرف بنزوديازپين در طي حاملگي قضاوت کرد .مصرف ديازپام در دوران پري ناتال با هيپوترمي و تضعيف تنفس همراه است .
 ضد تهوع ها 
 زماني که يک دارو در طي سه ماهه اول حاملگي مصرف شود ،اين خطر وجود دارد که از نظر قانوني طبيب را مسئول مالفورماسيون ظاهر شده بدانند .تهوع و استفراغ حاملگي ابتدا بايد با روش هاي درماني غير دارويي مثل مصرف بيسکويت در رختخواب در زمان بيدار شدن از خواب ،حذف قرص آهن ،خوردن وعده هاي غذايي مختصر اما مکرر و مصرف اسنک پروتئين در شب ،درمان شوند .اما در 10%زنان باردار تهوع آنقدر شديد است که درمان فارماکولوژيک را طلب مي کند.
 
آنتي هيستامين و ضد احتقان ها 
 هيچ افزايش خطري در استفاده از شايع ترين آنتي هيستامين هاي مصرفي مثل کلروفنير امين وجود ندارد ولي درcollaborative perinatal projectافزايش خطر بروز مالفورماسيون پس از درمان با برم فنير امين (در 10نوزاد )ديده شد ،اثري که در مورد ساير آنتي هيستامين ها ديده نشده بود .ترفنادين (Seldane)افزايشي در ريسک بروز نقايص در 105حاملگي که با مصرف دارو توام بودند ،را نشان نداد .
بيماران بايد در مورد اين مطلب که اين داروهاتنها درمان علامتي سرماخوردگي هستند و هيچ اثري روي سير بيماري ندارند ،آموزش ببينند .ساير درمانها مثل مصرف مرطوب کننده هاي هوا ،استراحت و مايعات بايد توصيه شوند .اگر درمان طبي الزامي باشد ،ترکيب دو دارو وقتي که تنها يک دارو ضروري است نبايد بکار رود .اگر مشکل بيمار واقعاً آلرژي باشد ،تجويز يک آنتي هيستامين به تنهايي کافي است .اگر مصرف ضد احتقان ها نيز ضروري است ،اسپري موضعي بيني که دوزهاي پايين تري نسبت به درمان سيستميک ايجاد مي کند ،نتيجه بخش است .از آنجايي که اثرات دراز مدت اين اروها بخصوص در موارد مزمن شناخته شده اند .استفاده از داروهاي غير سودمند در موارد خود سرانه بايد منع شوند .
 
ضد دردها 
 به بيماران بايد در مورد استفاده از درمانهاي غير دارويي براي تسکين درد و تاراحتي در طي حاملگي ،مثل گرماي موضعي و استراحت آموزش داده شود .
 آسپرين 
 هيچ مدرکي مبني بر تراتوژن بودن آسپرين در سه ماهه اول حاملگي در انسان وجود ندارد اما اسپرين با جلوگيري از سنتزپروستاگلاندين ها ،اثرات زيادي بر مراحل پري ناتال دارد .آسپرين قدرت انقباض پذيري رحم را کم مي کند و اگر در دوزهاي ضد درد مصرف شود ،باعث شروع تأخيري زايمان ،مدت زايمان طولاني تر و افزايش بروز حاملگي طول کشيده مي شود .
آسپرين باعث کاهش تجمع پلاکتي نيز مي شود که اين امر به نوبه خود خطر خونريزي حين زايمان و پس از زايمان را افزايش مي دهد .ضعف عملکرد پلاکتي در نوزادان ،5روز پس از مصرف خوراکي دارو توسط مادر ،توصيف شده است .آسپرين سبب نقص دايمي سنتزپروستاگلاندين در پلاکتها مي گردد.لذا ،تنها راه براي ايجاد انعقاد کافي ،ساختن پلاکت بيشتردر مغز استخوان است .
ارگانهاي متعددي مي توانند تحت تاثير مصرف طولاني مدت اسرين قرار گيرند .پروستاگلاندين ميانجي بسته شدن 
مجراي شرياني (داکتوس آرتريوزوس )در طي نوزادي است ولي هيچ مدرکي دال بر ارتباط مصرف آسپرين نزديک به زمان وضع حمل و بسته شدن داکتوس آرتريوزوس در داخل رحم وجود ندارد .
 
ساير داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي (NSAIDs)
 هيچ شاهدي از تراتوژن بودن ساير داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي مثل ايبوپروفن (Mortin,Advil)و ناپروکسن(Naprosyn)وجود ندارد .اين داروها براي دوره هاي کوتاه مدت ،حداکثر 48ساعت براي درمان دردهايي مثل دندان درد يا شکستگي مناسب هستند .مصرف مزمن اين داروها ممکن است منجر به اوليگوهيدرآمنيوس انقباص داکتوس آرتريوزوس جنين شود.
 استامينوفن  
هيچ مدرکي براي تراتوژن بودن استامينوفن (Tylenol Datril)وجود ندارد .سنتزپروستاگلاندين ناشي از مصرف استامينوفن قابل برگشت است و پس از دفع دارو تجمع پلاکتي طبيعي مي شود .زمان خونروش (BT)در زنان باردار مصرف کننده استامينوفن طولاني نمي شود .بر خلاف آسپرين ،اين دارو براي جنين سمي نيست .اگر به يک ضد درد يا ضد تب خفيف نياز باشد استامينوفن بر آسپرين ارجحيت دارد . ميزان جذب استامينوفن در دوزهاي معمول ،و تحويل آن به بافت ها در طي حاملگي تغيير نمي کند .
پروپوکسي فن 
 پريوکسي فن (Darvon)يک داروي ضد درد خفيف جايگزين ،بدون هيچ گونه اثر تراتوژن شناخته شده است .اما نبايد بطور خودسرانه مصرف شود زيرا از پتانسيل ايجاد اعتياد به نارکوتيک ها برخوردار است .در مواردي که مادران معتاد به پريوکسي فن بودند ،شواهد خطر در اواخر حاملگي ديده شد و نوزادان اين مادران در دوره نوزادي علايم محروميت از نارکوتيک ها را نشان دادند .
 کدئين 
 در collaborative perinatal project،در 563بيمار مصرف کننده کدئين هيچ افزايشي در خطر بروزمالفورماسيون ديده نشد .اگر کدئين در طي دوره پري ناتال زياد مصرف گردد ،مي تواند باعث اعتياد و علايم محروميت در نوزاد شود .
 
آنتي بيوتيک ها و عوامل ضد عفونت 
 از آنجاييکه بيماران حامله به عفونتهاي مخمري واژن بسيار حساس اند ،آنتي بيوتيک ها تنها زماني که انديکاسيون واضح دارند بايد مصرف شوند .در مان با عوامل ضد قارچي ممکن است پس از خاتمه درمان آنتي بيوتيک ضروري باشد.
 پني سيلين ها 
 مشتقات پني سيلين شامل آموکسي سيلين و آمپي سيلين و همين طور اريترومايسين و سفالوسپورين ها ،در حاملگي کاملاً ايمن هستند.
سولفوناميدها 
 مصرف سولفوناميدها خطر خاصي ندارد ،مگر در نوزادن نارس که در آنها دارو با بيلي روبين در اتصال به آلبومين رقابت مي کند و باعث افزايش خطر هيپربيليروبينمي در نوزاد مي شود .سولفوناميدها در طي سه ماهه حاملگي داروي انتخابي نيستند ،بخصوص اگر مادر در خطر زايمان زودرس باشد .
 تري متوپريم
 تري متوپريم اغلب همراه سولفوناميدها در درمان عفونت هاي ادراري تجويز مي شود .دو آزمون روي 131زن در نشان دادن هرگونه افزايش خطر در نقايص بدو تولد پس از مصرف دارو در طي سه ماهه اول ،ناکام مانده اند .اما در بررسي 2295 بيمار درcollaborative perinatal projectمصرف تري متوپريم در سه ماهه اول با افزايش خفيف در بروز نقايص بدو تولد بخصوص انواع قلبي عروقي همراه بود .در يک مطالعه گذشته نگر نسبت اين شانس 2/3بود .
 سولفاسالازين 
 سولفاسالازين در درمان کوليت اولسرو و بيماري کرون به علت جذب نسبتاً پايين فرم خوراکي آن ،مصرف مي شود ،اما 
اين دارو از جفت عبور کرده و به گردش خون جنيني رسيده در خون جنين به حد غلظت سرم مادر مي رسد (البته در هر دو مورد غلظت پايين است )بروز کرن ايکتروس و يرقان شديد پس از مصرف سولفاسالازين توسط مادر گزارش شده است ،حتي زماني که دارو در هنگام وضع حمل تجويز شده باشد.
 تتراسيکين ها 
 در 391نوزادي که در طي سه ماهه اول در معرض تتراسيکين بودند ،هيچ اثر تراتوژني مشاهده نشد .اما تتراسيکين به ميناي دندان در حال تکامل باند شده و سبب تغيير رنگ دندان مي شود .دارو از 26هفتگي حاملگي تا5ماه پس از تولد روي دندان شيري اثر مي کند ،اما اگر از 6ماهگي تا 5سالگي تجويز شده باشد ،روي دندان دايمي اثر مي گذارد .داکسي سايکلين هيچ اثر تراتوژني در طي سه ماهه اول حاملگي ندارد .به اين علت که تتراسيکين در استخوان هاي در حال تکامل رسوب مي کند و مانع رشد استخوان مي شود .استفاده از داروهاي جايگزين در طي حاملگي توصيه مي شود .
 نيتروفورانتوئين 
 هيچ موردي از نقص بدو تولد در ارتباط با مصرف نيتروفورانتويين (Macrodantin)ديده نشده است .اين دارو مي تواند سبب آنمي هموليتيک در افراد داراي کمبود گلوکز 6فسفت دهيدروژناز شود .از آنجايي که گلبول هاي قرمز نوزاد در احياء گلوتاتيون ناکارآمد هستند ،اخطاري روي بر چسب دارو در مورد عدم مصرف آن در زمان ترم وجود دارد آنمي هموليتيک در نوزادن پس از مصرف قبل از تولد توسط مادر گزارش نشده است .
 کينولون ها
 کينولون ها (مثل سيپروفلوکساسين ،نورفلوکساسين )تمايل زيادي به بافت هاي استخواني وغضروفي دارند و ممکن است سبب بروز آرتروپاتي در کودکان شوند .اما در 28نوزادي که در محيط داخل رحمي در طي سه ماهه اول در معرض دارو قرار گرفته بودند ،هيچ مالفورماسيون يا مشکل عضلاني اسکلتي ديده نشد .کارخانه هاي سازنده ،مصرف اين داروها در طي حاملگي يا کودکي را توصيه نمي کنند .
 مترونيدازول 
 بررسي هايي که به منظور نشان دادن هر گونه افزايش در بروز نقايص مادرزادي در نوزادان مادران تحت درمان با مترونيدازول در اوايل يا اواخر حاملگي انجام شده اند ،همگي با شکست مواجه شده اند ،اخيراً طي يک متاآناليز ثابت شده که هيچ خطر تراتوژني وجود ندارد.
مترونيدازول هم چنان به عنوان مؤثرترين دارو در درمان تريکومونيازيس باقي مانده است .به علت اختلاف نظر قبلي در مورد اين دارو ،عاقلانه است مه مصرف دارو تا پس از سه ماهه اول حاملگي به تعويق انداخته شود .درمان واژينوز باکتريال با مترونيدازول و اريترومايسين باعث کاهش ميزان زايمان زودرس شده است .
 آسيکلووير
 آسيکلووير(Zovirax)در 601مورد مصرف ،عامل هيچ گونه ابنورماليتي جنيني نبوده است .مرکز کنترل و پيشگيري بيماريها توصيه مي کند که زنان حامله مبتلا به عفونت منتشر مثل هرپس ،هپاتيت يا پنوموني واريسلايي مي توانند با آسيکلووير درمان شوند.
 ليندان 
 سميت در انسان پس از مصرف موضعي محلول 1% ليندان (Kwell)تقريباً بطور انحصاري پس از سوءمصرف و مصرف زياد از حد دارو ،مشاهده شده است .اما پس از مصرف پوستي ليندان ،حدود 10% دوز مصرفي در ادرار ظاهر مي شود .البته هيچ مدرکي براي آسيب اختصاصي سيستم تناسلي در اثر مصرف ليندان مشاهده نشده است .کارخانه سازنده توصيه مي کند که مصرف زمان حاملگي به دو دوز محدود شود. به زنان حامله بايد در مورد شامپو کردن موهاي فرزندانشان تذکر داده شود ،زيرا جذب پوستي از طريق دست مادر نيز رخ مي دهد .در طي حاملگي اغلب استفاده از درمان جايگزين براي درمان شپش توصيه مي شود .از اين جمله مي توان داروهاي pyrethrins به همراه piperonyl butoxide(Rid)وپرمترين 1% (Nix)را براي شپش و پرمترين 5% (eliminate) را براي گال نام برد.
 
داروهاي ضد آسم
 اپي نفرين
 پس از مصرف آمين هاي مقلد سمپاتيک موجود در طي سه ماهه نخست حاملگي ،در ترکيبات تجارتي مصرفي در درمان عفونتهاي تنفسي فوقاني مالفورماسيونهاي مينور گزارش شده اند. ميزان مالفورماسيون در نوزادان مادراني که در سه ماهه اول اپي نفرين گرفته اند،افزايشي نشان نمي دهد.
 تربوتالين
 تربوتالين(brethine) نسبت به اپي نفرين شروع اثر سريعتر ومدت اثر طولاني تري داشته، اغلب در درمان آسم در زن حامله ترجيح داده مي شود. هيچ خطري در بروز نقايص بدو تولد با مصرف دارو گزارش نشده است. مصرف دراز مدت ممکن است همراه افزايش خطر عدم تحمل گلوکز باشد.
 کرومولين سديم
 کرومولين سديم شايد در طي حاملکي مصرف شود وجذب سيستميک آن اندک است. تراتوژنيسيته اي در مورد اين دارو در انسان گزارش نشده است.
 ايزوپرترنول وآلبوترول
 وقتي ايزوپرترنول (isuprel)وآلبوترول (ventolin)در شکل آئروسل موضعي در درمان آ سم تجويز شوند، دوز کلي جذب شده معمولاًقابل توجه نيست اما با دوزهاي خوراکي يا وريدي ممکن است اثرات قلبي عروقي باعث کاهش جريان خون رحم شوند. هيچ اثر تراتوژني از دارو گزارش نشده است.
 کورتيکواستروييدها
 کورتيکواستروييدهاي استنشاقي درمان موثري بوده ،به مقدار بسيار کم جذب مي شود. زماني که مادر پردنيزولون يا پردنيزون مصرف مي کند، دارو توسط جفت غير فعال مي شود،لذا غلظت ترکيبات فعال در جنين کمتر از 10%غلظت مادري است. بنابراين اين داروها، درمان هاي انتخابي بيماريهاي طبي مثل آسم هستند. زماني که اثر کورتيکواستروئيدها در نوزاد، مثل بلوغ ريه ها، مورد نظر باشد مصرف بتامتازون ودگزامتازون به اين علت که توسط جفت غير فعال مي شوند،ارجح است.
هيچ شاهدي از تراتوژن بودن کورتيکواستروييدها در انسان وجود ندارد. در يک گروه 145 نفري از نوزاداني که درطي سه ماهه نخست حاملگي درمعرض داروبودند، ميزان ابنورماليتي ها افزايش نشان نداد.
 
داروهاي قلبي عروقي
 ديگوکسين
 اثر تراتوژني از ديگوکسين گزارش نشده است. براي اطمينان از وجود سطوح درماني کافي، سطوح خوني دارو بايد پايش شود،مواد ايمنوراکتيو مشابه ديگوکسين ممکن است در ارزيابي غلظت جنيني ديگوکسين ايجاد اشتباه کنند. در يک مطالعه روي جنين هاي داراي آنوماليهاي قلبي ،هيچ تفاوتي بين سطوح ديگوکسين ايمنوراکتيو درمادراني که ديگوکسين مصرف کرده بودند، مشاهده نشد. درجنين هاي هيدروپيک، ديگوکسين به آساني از جفت عبور نمي کند.
 
داروهاي ضد فشار خون
 از آلفامتيل دوپا (aldomet) بطور گسترده در درمان هيپرتانسيون مزمن در حاملگي استفاده شده است. اگر چه کاهش فشار خون وضعيتي ممکن است با مصرف دارو رخ دهد، هيچ اثر جنيني غير عادي مشاهده نشده است. از هيدرالازين (apresoline)ممکن است در حاملگي استفاده شود ولي اغلب از اين دارو براي براي درمان پره اکلامپسي شديد استفاده مي شود. داروهاي ضد فشار خون فوق خاصيت تراتوژنيسيته از خود نشان نداده اند.
 
 منبع:نشریه مامایی و بیماریهای زنان دنفورث (جلد اول)
تعداد بازديد: -
1396/7/14 جمعه
 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 19
داروهای جدیدپربازدیدترین مقالات ....

ارتباط ویتامین B با خطر ابتلا به سرطان ریه
ارتباط ویتامین B با خطر ابتلا به سرطان ریه
عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی
عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی
گیاه خار مریم و درمان بیماریها
گیاه خار مریم و درمان بیماریها